السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
14
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي )
پاورقى 1 . خويلد بن أسد بن عبد العزى بن قصى بن كلاب ، از تيرهاى معروف و از محترمان قريش است . خويلد در دورهء جاهليت مهتر طائفهء خود بود . در جنگ فجار دوم ، در روزى كه بنام شمطه معروف است ، و در آن روز قريش آمادهء جنگ با كنانه شد ، رياست طائفهء اسد را داشت . نوشتهاند هنگامى كه تبّع مىخواست حجر الاسود را به يمن ببرد ، خويلد با او به نزاع برخاست اين ايستادگى نشان دهندهء موقعيت ممتاز او در آن عصر است . پسر عموى خديجه « ورقة بن نوفل » از كاهنان عرب بوده است و چنان كه نوشتهاند از كتابهاى اديان پيشين اطلاع داشت . چون رسول اكرم ( ص ) به هنگام نزول نخستين دستههاى وحى مضطرب گرديد ، خديجه او را نزد ورقه برد . ورقه پس از آنكه از او پرسشهايى كرد به خديجه مژده داد كه او پيغمبر اين امت خواهد بود خديجه پيش از ظهور اسلام از زنان برجستهء قريش به شمار مىرفته است تا آنجا كه او را طاهره و سيدهء زنان قريش مىخواندند . پيش از آنكه به عقد رسول اكرم در آيد نخست زن ابو هاله هند بن نباش بن زراره و پس از آن زن عتيق بن عائذ از بنى مخزوم گرديد وى از أبو هاله صاحب دو پسر و از عتيق صاحب دخترى گرديد . ( مترجم ) . 1 ) اين جنگ را از آن رو فجار گويند كه در ماههاى حرام رخ داده . و گفتهاند از آن جهت بدين نام خوانده شد كه بعض محرمات را در آن جنگ حلال شمردند . رجوع شود به سيرهء ابن هشام ص 201 ، ج 1 . و رجوع به مجمع الامثال ميدانى ، فصل أيّام العرب و نيز رجوع به اقرب الموارد شود . 2 ) ابن اثير ، ج 1 ، ص 593 . و رجوع به انساب الاشراف بلاذرى ، ص 102 ، چاپ دار المعارف شود . ليكن ابن سعد در داستان روز زناشويى پيغمبر ( ص ) با خديجه چنين نويسد : « اينكه نوشتهاند خديجه پدر خود را با نوشاندن نوشابه از حالت طبيعى در آورد ، درست نيست و اسنادى است به غلط . آنچه از اهل علم به ما رسيده است و سندى درست به حساب مىآيد ، اين است كه خويلد پيش از جنگ فجار مرده است . ( طبقات ، ص 58 ، ج 1 ، بخش يك ) اما ميدانى يوم شمطه را روز جنگ بين بنى هاشم و بنى عبد شمس معنى كرده است ( مجمع الامثال ) با توجه بدين ، كه در جنگ فجار يكسو قريش و سوى ديگر كنانه بود تفسير ميدانى از دقت خالى است . داستان مست بودن خويلد در روز عقد خديجه و راضى شدن وى بدين زناشويى كه در بعض مأخذ ديده مىشود نيز بر اساسى نيست و چنان كه در بيشتر روايات اهل سنت و جماعت و در مأخذ شيعى مىبينيم ، اين خواستگارى با حضور عمرو بن اسد عموى خديجه و ورقة بن نوفل است و ظاهرا خويلد در اين تاريخ زنده نبوده است . 3 ) عقاد : فاطمة الزهراء ص 10 . عقاد سند خود را ننوشته است . تبّع لقب عام پادشاهان يمن است . اگر اين داستان درست باشد اين شخص ، تبّع الأصغر ، حسّان بوده است . ليكن مورّخان ، حادثههاى دوران چند تبع را با يكديگر درآميختهاند ( رجوع به تاريخ يعقوبى ، حبيب السير ، مجمل التواريخ و القصص ، و تاريخ گزيده شود ) . اما تا آنجا كه نگارنده جست و جو كرد ، اين تبع بر اثر خوابى كه ديده بود خانهء كعبه را حرمت نهاد ، و آن را پرده پوشاند . گويند او نخستين كسى است كه خانهء كعبه را پرده پوشانيد . گويا اين داستان كه در سيرهء ابن هشام به نقل از محمد بن اسحاق آمده است ، و ياقوت نيز بخشى از آن را ذيل كلمه كعبه آورده است . ( رك : سفينة البحار ، ج 2 ، ص 643 ) پايهاى نداشته باشد و اللّه العالم . 4 ) بلاذرى ، انساب الاشراف ص 106 و مصادر ديگر . 5 ) همين كتاب ص 390 6 ) ابن سعد . طبقات ج 8 ، ص 8 . بعض مصادر ازدواج او را با عتيق پيش از أبو هاله نوشتهاند . ( مقاتل الطالبين ص 48 ، كشف الغمّه ج 1 ، ص 511 ) . در مقابل اين شهرت ابن شهر آشوب در مناقب و سيد مرتضى در شافى گويند : « خديجه به هنگام زناشويى با پيغمبر دختر بوده است . و آنكه به أبو هاله شوهر كرده خواهر اوست . ابن شهر آشوب يكى از چند مأخذ خود را كتاب احمد بلاذرى معرفى كرده است ( مناقب ج 1 ، ص 159 ) ابن احمد بلاذرى قاعدتا بايد احمد بن يحيى مؤلف انساب الاشراف باشد ، اگر چنين است وى از گفتهء امام حسن ( ع ) نويسد :